|
|
![]() ![]() گويا پيک نت مبارزان آشتی ملی راديو فردا روشنگری پيک ايران زنان ايران گزارشگران دفاع ازحقوق بشر گزارشگران بدون مرز حقوق بشر ايران-سوئد سوسيال دمکرات ايران (( آرشيو )) |
درراستای تحقق هرچه بهتر دمکراسی "واقعی" در جمهوری اسلامی ايران و همچنين "احترام" به بيانيه جهانی حقوق بشر!، اين وبلاگ از اوخر ارديبهشت ماه سال 1383 توسط عمال رژيم جمهوری اسلامی فيلتر شده است !!!
Saturday, February 19, 2005
× محرّم، اعتقادات يا خرافات، باز هم شستشوی مغزی
همانطور که خمينی خونخوار همیشه می گفت؛ محرم و صفر که اسلام را زنده نگه داشته است. اما او با همه خريت و خودفروختگيش باز هم اقرار به مسئله مهمی کرد، فقط کو گوش شنوا ؟ که البته بهتر اين بود که می گفت؛ "محرم و صفر است که آخوند را سوار بر خر ملا نگاه داشته است". از ديربازی که عربها به سوی خاک ايران حمله ور شدند و عشق و فرهنگ و تمدن اصيل ايرانی را به تاراج بردند و به جای آن زشتی و کثيفی بر جای گذاشتند، ايرانيان در بيش از نيمی از روزهای سال در غم و غصه مطلق غوطه ورند که مربوط به اعتقادات پوچ و سرفاً نمايشی است که نتيجه رسوخ بی اندازه خرافات در ذهن و فکرشان است که در عين حال با وجودشان عجين شده است، باقی سال را هم که هميشه اينقدر بدبختی داشته اند که آنهم آنچنان فرقی با مواقع ديگر سال نداشته است. در اين شکی نيست که اعتقادات جای خود را به خرافات داده اند، البته می توان از القاء آنها را از دوران کودکی به عنوان مهمترين عامل اين مهم نام برد. اما نکته حائز اهميت اين است که فقط چرا اين ملت ذره ای فکر نمی کنند و يا حتی نمی خواهند سعی بر اين کار کنند، که اين عدم تلاش نيز به همان خرافات باز می گردد، " شايد ترس از آن دارند که حسن و حسين و محمد و يا ابولفضل سوسکشان کند !!! حال در حاليکه بيش از نود درصد اين مردم و حتی آن روشنفکران مبارز و متفکرشان نيز به اين بيماری لاعلاج مبتلايند، چه توقعی از اين آخوندهای کثيف می توان داشت، آخر هر کس ديگری هم بود و می ديد که ملت خود سواری می دهند او هم سواری می گرفت. پس نمی شود به اين آخوندها خرده گرفت زيرا که اين مردم لياقت همين کثافتهای دزد قاتل را دارند. کثافتهايی که فرزندان ملت را می کشند، آنوقت ناله و عزا هم به راه می اندازند. اگر شما نيز به خوب بودن حسن و حسين و... اعتقاد داريد، انسانهای خوب را هميشه در ذهن خود قابل احترام نگه داريد، آنها می توانند در فکر شما محترم باشند اما اجازه سوء استفاده ندهيد و خرافات را به جای اعتقادات انسانی ننشانيد. اگر نمی توانيد پس زندگی خود را در خريت و بدبختی بگذرانيد و منتظر آن باشيد تا فرزندانتان نيز در همين منجلاب زندگی کنند. فراموش نکنيد که دين يعنی "فرهنگ و انسانيت"، دقيقاً همانچيزی که ايران هم مانند بسياری از ديگر انسانهای مبتلا به اسلام متعفن در اين جهان، بوئی از آن نبرده اند و تمام بدبختيهای اين دنيا برای آنان است.
Friday, February 04, 2005
× بحران تا گريبان !
- خاتمی: يونسی "دانشمند" است ! - خاتمی ساواک آخوندی را مطهرترين و بهترين دستگاه اطلاعاتی دنيا توصيف کرد ! - خاتمی گفت: من به حرفهايی که می زنم ايمان دارم ! - بوش: ايرانيان برای آزادی برخيزند، امريکا حمايت می کند. - رويکرد ملتمسانه آخوند در واپسين نفسها گويای بحران تا گريبان ! - تازه ترين راهکار آخوند برای حفظ جمهوری اسلامی ; - آخوند دست به دامان عوامل و بازيگران يک طنز تلويزيونی "درپيت" شد !!! خاتمی در چهارمين روز دهه زجر افتظاح اسلامی گفت وزارت اطلاعات ما پاکترين دستگاه اطلاعاتی دنياست و آقای يونسی وزير اطلاعات کنونی فردی با تقوا و درستکار است، وی افزود ايشان فردی خدمت رسان و متعهد است ! خاتمی در همين تريبون موکدانه از ايمان و اعتقاد قلبی به سخنانش، متذکر شد ! فقط کاش زرو می توانست در لحظه بيان اين نطق تاريخی از زبان او اين سوال را بپرسد که: می شود لطفاً بفرمائيد نيوتن کجاست؟؟؟... بوش نيز در سخنرانی ساليانه خود گفت: رژيم ايران تنها رژيمی است که حامی تروريسم در دنياست، اين رژيم با سلب آزادی و نقض حقوق بشر همواره مردمش را تحت فشار گذاشته است. مردم ايران برخيزند، ما از حرکتشان حمايت می کنيم. و بالاخره اينکه جمهوری اسلامی در جديدترين راه گريز، ناگزير دست به دامان نويسندگان و بازيگران يک مجموعه طنز بی محتوای تلويزينی شد، آخوند در اين مجموعه که نامش "کمربندها را ببنديم" است سعی بر اين دارد تا با مسخره نشان دادن برنامه هسته ای ايران، از آن سرابی در اذهان عمومی داخل بسازد تا اخبار و گزارشات مربوطه را فقط يک توهم توأم با عناد جلوه دهد، که البته می توان به سادگی تعبير انقضائ رژيم آخوندی را برای تحولات اخير برگزيد و همچنين آسان دريافت، در حاليکه در بيست و هفتمين سال تولد شوم خود بسر می برد رفته رفته به پايان تاريخ بی مصرف خود نزديک می شود. همگی در انتظار ايران آزاد. (( زرو ))
Thursday, November 18, 2004
× چه کسی اين نان را در سفره ما گذاشت ؟
فقط تأسف؟؟؟ مگر نه اينکه روزگاری يکی از عظيم ترين تمدن های اين کره بوده ايم؟، اما حالا چی؟ در سرتاسر اين کره خاکی به چشم تروريست، متحجر و جاهل و عقب افتاده های جهان سومی به ما نگاه می کنند ! می دانيد چرا؟ آيا واقعاً می دانيد چرا؟ زيرا همان زمان که دزدان و غارتگران دانش و تمدن به اين خاک تجاوز کردند، همه چيز به يغما رفت و تنها ارمغانشان همين اسلام "متعفن" بود و بس. همان زمان که برگ برگ کتاب های کتابخانه های ما سوخت تمام ناشدنی کوره ها می شد، ما را به بيراهه می بردند تا همين موجودات کثيف امروزی حافظ همان اسلام متعفن باشند، تا همين طايفه دزدان امروزی چند صباح عمر کثيف خود را با نوشيدن خون مردم بی گناه با حربه همان اسلام متعفن بگذرانند. اما تأسف و دريغ از ذره ای فکر و انديشه ای که شايد راه گشايی برای اين قوم باشد. دسته ای از اين مردم انگار که عاشق خريتند! اما دسته ديگر چه؟ ناگزير بايد همراه شوند؟...
Wednesday, September 15, 2004
× عنوان !
عنوان، کلمه ای فراتر از يک کلمه ! هميشه وقتی که می خوای بنويسی، مهمتر از همه به اين فکر می کنی که چه اسمی رو براش انتخاب کنی؛ من هميشه دلم می خواد اون کلمه کلی حرف داشته باشه، برای همينم هست که اينقدر که به انتخاب يک عنوان فکر می کنم برای نوشتن خود مطلب اينقدر وقت صرف نمی کنم چون واقعاً بايد به دنبال کلمه ای بود که حرفی برای گفتن داشته باشه. حالا با اين زمينه می تونيم بهتر فکرمون رو وارد حکومت جمهوری اسلامی بکنيم و سعی کنيم يه خرده بيشتر روی بعضی از کلمات بايستيم و تأمل بيشتری کنيم، اگر حتی نگرشی سطحی هم داشته باشيم فوراً با کلمات، ترکيبات و جملات قلمبه سلمبه ای برخورد می کنيم که ناخودآگاه آدم رو به خنده وا می دارد، البته اين کلمات هيچکدام به خواست خود در نقش کمدی ظاهر نشده اند، بلکه اين اساس نظام جمهوری اسلامی است که از آنها مشتی حرف پوچ ساخته است که تنها استفاده به کارگيری آنها حس طنزی است که نه فقط يک ملت بلکه جهانی را به خنده وا داشته است، کلماتی مثل : اقتصاد نوين(گوشت کيلوئی چهارهزار تومان)، جامعه سالم(حرمسرای آقا)، رشد اقتصادی(نوشتن روی يخ)، بهشت(محفل پولداران)، جهنم(کاباره بيچاره ها)، قيامت(يه چيز برای همه)، ولايت(جنايت)، ولايت فقيه(وقتی شاه تاج نداشت)، انتظار موعود(بشين تا بياد)، عاشق آقا(اسکارلت)، عاشقان امامت(دلشدگان)، عشق به ولايت(برباد رفته)، بنياد مستضعفان(بنياد غارتگران)، کميته امداد(کميته سرقت و شاخه های مرتبط)، حوريه های بهشتی(شتر در خواب بيند...)، مرکز خود اشتغالی(مرکز ناباروری)، جوانان(منتظران)، آزادی(سفر به ماه)، حقوق بشر(معوقه ها)، دمکراسی(مواظب خودت باش)، احقاق حق(آرزو عيب نيست)، فرهنگ(تسليت)... اينها همه ترکيباتی هستند پايه های جمهوری اسلامی بر مبنای آنها بنا شده و هر روز گوش و مغز ميليونها انسان ساده را در ايران نوازش می دهند. اما واقعيت چيز ديگريست، دنيايی از سياهی و افسوس... پس می بينيد همانطور که ممکن است کلمه ای فراتر از يک کلمه باشد، گاهی نيز کلمات می توانند عناوينی پوچ و بی ارزش باشند تا جائی که فقط پوزخندی را بيشتر به همراه نداشته باشند .
Wednesday, August 11, 2004
× قيموميت !
جهانی پهناور؛ نامتناهی و عظيم، مملو از کهکشانهای کوچک و بزرگ، سيارات و ستارگان... و اينک از اين دنيای بزرگ سياره ای کوچک زادگاه ماست و هر کدام از ما نيز جزء بسيار کوچکی از اين جهان هستی ... اما سوال اينجاست که با اين وجود، يک عده انسان احمق چطور می توانند اين اجازه را به خود بدهند که در زندگی ديگر انسانها دخالت کنند و بنشينند و با آن مغزهای گنديده خود اينچنين برای مردم تعيين تکليف کنند !!! آخر آقايان "محترم" چرا به دلايل و اعتقادات شخصی خود "عمر" يک عده زيادی انسان بی گناه را به باد فنا می دهيد، آخر اگر محترم هم بوديد دلمان نمی سوخت، احترام هم سرتان نمی شود، از بس که بی آبرو هستيد ديگر نمی شود با زبان آدميزاد به شما صحبت کرد؛ پس ای آقايان بی شرف پست فطرت دزد " لطفاً " دست از سر مردم برداريد، اينطور عمر جوانان اين مملکت را هدر ندهيد، آقای رئيس صدا و سيمای احمق "تروريست" سگ حزب الهی امثال کثافتهايی مثل تو که می آيند و می گويند نبايد چهره زنان آرايش کرده در تلويزيون نمايش داده شود ديگر در بين اين مردم جائی ندارند. آقای شهردار پشمالوی تهران که اين روزها مشغول موش گرفتن در خيابانها و جوبهای تهران هستی، اگر مردی اول خودت و علی گدا و دارو دسته اش و اون فسيلهای مجلس و غيره را بگير و بعد هم يک گودال وسط کوير لوت حفر کن و با سم موش کش پر کن و همتون به اتفاق بريد توش !!! آخر تا وقتی که اون موشهای نره خر، اون بالا دارن کثافتکاری می کنند اين زبون بسته های توی جوبها که به حساب نمی آيند !!!!! و شما کثافتهايی که رفتيد توی مجلس و با همدستی علی گدای فقيه برای ملت تعيين تکليف می کنيد، به من بگيد ببينم کدومتون با رای مردم انتخاب شديد آشغالهای فسيل، که هر سازی که دلتان می خواهد می زنيد و مردم هم بايد جزء به جزء اجرا کنند، اصلاً می دانيد چرا دايناسورها منقرض شدند؛ چون آن زمان يک عده آدم خر نبودند که بقای اونها را تامين کنند اما حالا چی؟... درست است که يک عده آدم احمق وجود دارند که با حربه های مختلف افسارشان را توی دست گرفته ايد و به هر سويی که می خواهيد می کشيد، اما بی شرمی تا چه حد ؟!!! آقای رهبری که خودت و يک عده فسيل اين اسم را روی تو گذاشته اند، تو را به آن خدايی که نمی شناسی دست از سر ما بردار ! بابا سير نشدی از بس که زدی، کشتی، خوردی و دزديدی ؟ اگر وجود داری بيا بشينيم روبروی هم، من و تو ، حاضرم در حضور تمام ملت با تو مناظره کنم، آره، توی آيت الله با زروی به قول تو هيچی ندون بی سواد ! مثل هميشه تو از خزعبلات بگو، زرو از واقعيات دوروبر خودمون ! اگر حق با زرو بود سرت را بينداز زير و برو يک گوشه ای برای خودت زندگی کن، اگر هم حق با تو بود هر چه خواستی بگو !!! می دونم که بالاخره اين مطالب رو می خونی، يا مزدورهای ساواکيت بهت می رسونن، پس خوب گوش کن؛ می دونی علی جان، بابا بزرگی داشتم که عمرش رو داد به من، وقتی می نشستم پای حرفهاش، تعريف می کرد؛ می گفت اون وقتا از بس که بدبخت و بی چاره بودی، يه کاسه می گرفتی دستت و می اومدی در خونه مردم، مادربزرگم در رو که باز می کرد بابا بزرگم رو صدا می کرد و می گفت کسی نيست "علی گداس" بعدم بابا بزرگم می گفته؛ اين که تازه اومده بود، حالا يه چيزی بهش بده بره دنبال کارش، ثواب داره !!! يادت اومد ؟، همون وقتهايی رو می گم که سياه و لاغر و بی ريخت بودی درست شکل اين اتيوپی ها، همون موقعی که الاغم نداشتی می گما !... اول ان قلاب چند باری خواستيد اين بابا بزرگ مارو بزنيد نافورش کنيد اما نشد، آخرشم خودش مرد، ولی حرفهاش خوب يادمه ! حالا خوب آدم شدی، خودمونيم پرواری شديا، خوب خودتو سفيد بلوری کرديا، بابا زدی رو دست برو بچ مايکل ! ولی مواظب باش عاقبتت مثل مايکل نشه ها ! بگذريم، آقا جان اين سند قيموميت مارو رو کنيد ببينيم امضای ما زيرش هست يا نه ؟ احتمالاً هفتاد ميليون سند قيموميت ديگه هم بايد داشته باشيد، پس اگه زحمتی نيست اونهارو هم بياريد ! می خوام اينارو منتشر کنم تا همه دنيا ببينن که ما "قيم" داريم، الکی که نيست هر غلطی که می خوايد با ما می کنيد، حتماً سند قيموميتمون رو داريد ديگه ! می خوام به همه بگم که چرا ما حق نداريم اونطور که دلمون می خواد زندگی کنيم، می خوام بگم که چرا می ريزيد توی خونه مردم و برامون تعيين تکليف می کنيد !!! پست فطرت ها اين صدای زرو ست که از شما کثافتها می خواد که سند قيموميت ملت رو نشون بديد ! زرو خوب می دونه که سگهای گزسنه شما در به در به دنبال زرو و امثال زرو هستن، اما امروز زرو، فردا زروهای ديگر، و پس فردا يک ملت ! با رويش دوباره جوانه چه می کنيد ؟!
Tuesday, July 27, 2004
× فکر بکر !
دعوا و مشاجره در چند وقت اخير بر سر تغيير مکان نمايشگاه بين المللی تهران به بالاترين حد خود رسيد، تا به آنجا که بالاخره منجر به تعطيلی قطعی و کامل اين مکان شد. اين اتفاق در حالی افتاد که شهرداری تهران، شورای شهر تهران و مسئولين وزارتی و کشوری در چند سال اخير بحث های بسياری در مورد تغيير محل نمايشگاههای بين المللی تهران داشته اند که در آخر شهردار و شورای شهر حزب الهی تهران موفق شدند تا بطور قطعی و به بهانه های مختلف از جمله ترافيک سنگين مسيرهای منتهی به نمايشگاه در زمان برگزاری، آنرا تعطيل نمايند. اما به راستی اين عمل فقط به قصد حل مشکلات انجام شد و يا اينکه سود ناشی از تغيير کاربری اراضی چند هکتاری نمايشگاه بين المللی مهمترين دليل اين کار است. يک حساب و کتاب ساده می تواند ما زا به رقمی نجومی برساند که سندی برای اثبات اين ادعاست که چرا آقايان برای حل اين مشکل تصميم بر تغيير محل آن گرفتند. حتی اگر قرار بود که چهار بزرگراه هوايی هر کدام به طول يک کيلومتر در چهار جهت اصلی منتهی به نمايشگاه برای حل کامل معضل ترافيک احداث می شد و يا حداقل احداث يک خط مترو که به راحتی می توانست پنج هزار نفر در ساعت را جا به جا کند، به نسبت هزينه کمتری از خريد و احداث محلی جديد آنهم کيلومترها خارج از شهر را داشت. و آيا اين محل تازه به لحاظ امکانات خواهد توانست پاسخگوی نيازهای مرتبط باشد و آيا اين اقدام به راحتی آمار بازديدکنندگان را به دليل مشقت در رسيدن به محل نمايشگاه به نصف نخواهد رساند ؟ وآيا حداکثر يک ساعت در ترافيک چمران ماندن بهتر بود و يا صرف "ساعتها" برای رسيدن به محل نمايشگاه، آنهم فقط در ساعتهايی که وسايل اياب و ذهاب محيا باشد در خارج از شهر ؟! بگذريم، حالا که به هر صورت اين عمل نابخردانه يا خردمندانه صورت گرفته است. مقصود از عنوان اين موضوع بازهم پيشنهاد تازه ايست از طزف زرو ! در حومه تهران محلی وجود دارد با وسعت چندين هکتار و امکانات رفاهی بسيار مناسب مثل ايستگاه و خط مترو، فروشگاه و مجاورت با بزرگراه، اتوبان، جاده و حتی اخيراً فرودگاه مکان بسيار مناسبيست از هر حيث برای محل تازه نمايشگاه های دائمی ! برگزاری نمايشگاهای بين المللی تهران در اين مکان از جهات بسياری مفيد و سودمند است. اين درست است که وجود امکانات مناسب برای انتخاب اين مکان دليل بسيار خوبيست، اما مهمتر از آن به واقعيت پيوستن "آرزوی ديرينه بانيان" اين مکان است که همانا سرازير شدن سيل بازديد کنندگان و "آدم های حسابی" به اين محل است،،، درعوض مراجعه عده اندکی موجودات فريب خورده و گرسنه و پاپتی که آنهم تنها يک هفته در سال به طمع برکات رايگانی که آقايان توزيع می کنند و در در اوقات ديگر از سال هم که به لطف سرويسهای بهداشتی "مجللی" که برای اين محل پيشبينی شده است پذيرای مسافرانی است که از مازاد ظرفيت مثانه خود و يا از دست و صورت نشسته خود رنج می برند !!! حال با اين وجود آيا بلااستفاده ماندن اين محل با آن هزينه هنگفتی که صرف احداث و تکميل آن شده بهتر است و يا استفاده بهينه از مقعد آقا !...
Wednesday, June 09, 2004
× وقتيکه با هم تنها شدن ...!
(( توجه : خواندن اين مطلب برای سنين زير 18سال ممنوع مدتها بود که منتظر چنين لحظه ای بود. ديگه معلوم نبود که چه وقت چنين موقعيتی پيش مياد تا بتونه اونطور که دلش می خواد اون کاری رو که دوست داره بکنه ! دور و برش رو نگاهی انداخت، هيچ مشکلی وجود نداشت چون کسی نبود، تنهای تنها... فقط خودش بود و اون ! اون دو تا با هم، در کنار هم ! چشمانش برق می زد، با مهارت خاصی نگاهی به صورتش انداخت. دلش می خواست از فرط خوشحالی چشمانش را ببندد، دلش می خواست همه چيز در يک لحظه اتفاق می افتاد اما مطمئن بود که آنقدر لذت خواهد برد که تا مدتها فراموش نخواهد کرد. اينبار ديگه هيچ نگرانی نداشت، خودش رو آماده کرد، نفس عميقی کشيد، در آخرين لحظات نگاهی به چشمانش انداخت و خيلی نامحسوس خودش رو به اون نزديک کرد، وقتی ديگه نزديکتر شده بود با خودش گفت؛ حالا ديگه وقتشه !! دستش رو کرد توی لباسش و به بهانه گرما لباس رويیش رو در آورد و گذاشت کنار !!! در يک آن بازش کرد و اونی رو که مدتها دلش می خواست نشون بده نشونش داد، کاری کرد که همه نگاهش متوجهش بشه !!! طوری گرفته بود توی دستش که به خوبی بتونه ببينتش، هر لحظه منتظر عکس العمل اون بود !!! همينطور که توی دستش گرفته بود حرکت می داد و سعی می کرد در زاويه مستقيم تری نسبت به چشمای اون قرار بده تا بتونه حسابی ببينتش، منتظر بود تا يک لحظه دستش رو بياره جلو و ازش بگيره و توی دستش نگهش داره !!!!!! ولی هيچ عکس العملی بهش نشون نميداد، مثل اينکه اينقدر ديده بود که ديگه براش عادی شده بود!!! روش رو برگردوند و خودش رو دوباره کنار کشيد، لباسش رو که کنارش روی صندلی افتاده بود برداشت و به آرامی گفت: پياده ميشم آقا !!! درب عقب تاکسی رو باز کرد و پياده شد، همينطور که قدمزنان کنار خيابان راه می رفت با خودش می گفت اينبار به جای عکس يه بازيگر زن با لباس شنا، يه عکس لخت کامل ميذارم توی موبايلم که تا وقتی "حاج آقا" ديد، ديگه نتونه خودش رو کنترل کنه ! هر چند فکر می کنم ديگه به اونم اين آخوندا محل نذارن، چون هر چی باشه چشمشون خيلی پرتر از ماست. -------------------------------------------------------------------- با فيلتر مبارزه کنيم زرو برای دوستانی که در ايران پشت فيلتر جمهوری اسلامی مانده اند هم فکری کرده است، از آنجا که حتی سايتهايی که ليست پروکسی ها را ارائه می کنند فيلتر شده و دسترسی به پروکسی های به روز شده تقريباً در ايران غير ممکن شده است، از اين پس زرو با ارائه طرحی (ستون سمت چپ) پروکسی های فعالی که در ايران کار می کنند و تست شده هستند مرتباً اعلام خواهد کرد و به محض غيرقابل استفاد بودن يک پروکسی، پروکسی ديگری که در ايران فعال می باشد جای آنرا خواهد گرفت. لذا کليه دوستان می توانند با قرار دادن کدهای مربوطه (ستون سمت چپ) در وبلاگ يا سايت خود، به هموطنان داخل کشور که اسير فيلتر آخوند شده اند برای دسترسی آزاد به شبکه جهانی ياری رسانند.
Monday, May 24, 2004
× ارتباط خشتک حاج آقا با فيلتر سايتها !
موج جديد سانسور اينترنتی در جمهوری اسلامی با نزديکی به سالگرد حوادث ننگين تيرماه رفته رفته شدت می گيرد، در همين راستا تعداد ديگری از سايتها در روزهای اخير به جمع ليست فيلترينگ جمهوری اسلامی پيوستند که در اين بين زرو نيز فيلتر شد. البته دلايل ديگری نيز قطعاً وجود دارند که مسبب اين عمل پست خائنان و مزدوران رژيم بوده اند، از جمله اينکه در وضعيت کنونی بقای رژيم ديگر به مويی بند است که يکی از شواهد آن همين فيلترينگ سايتهاست، آخر من نمی دانم يک حکومت بايد چقدر سست و بی ريشه باشد که با چند کلمه حرف حساب و نظرات شخصی يک جوان ايرانی بنيانش به خطر افتد ؟! و حالا به نظر شما چنين حکومتی بقا خواهد داشت، حکومتی که با چند خط نوشته خشتک سردمدارانش به باد برود همان بهتر که نابود شود. حاکميتی که از همه چيز، حتی از سايه خودش هم می ترسد حکومت است؟! حکومتی که يک مشت قاتل آنرا بگردانند بهتر از اين می شود ؟ رژيمی که کنترل اوضاع اقتصادی، سياسی و اجتماعی... کشورش با به جان مردم انداختن يک عده وحشی خودفروخته، بقايش حفظ شود فقط نشان از بی لياقتی آن دارد. رژيمی که يک عده قاتل و خودفروش اداره سازمانها و شوراهای سياستگذار و وزارت خانه های آنرا بگردانند بهتر از اين نمی شود که در اين حکومت همه چيز برعکس باشد؛ دروغ و جنايت و بی فرهنگی مشروع باشد! اما واقعيت، عدالت و فرهنگ غيرقانونی و مخالف امنيت !!! از همه اينها بگذريم، تا حالا صبر کرديم، از اين به بعدش هم صبر می کنيم اما فکر نکنيد با اين حرکات می توانيد برای خود حيثيت، شرافت و آبرو به ارمغان بياوريد، اتفاقاً اين اعمال باعث بی آبرويی بيش از پيشتان در بين مردم داخل و خارج کشور می شود و فقط نشاندهنده بی شرفيتان است و بس، و تنها تأثيری که روی امثال زرو خواهد داشت اين خواهد بود که مصممتر و با انرژی دوچندان به ادامه راه و روشی که در پيش گرفته ايم خواهيم پرداخت؛ که همانا رسوايی شما جانيان و دزدان جان و مال مردم است. (( زرو ))
Saturday, May 01, 2004
× از جاهلين ديروز تا مخلصين امروز !
هفته نامه يالثارات الحسين در شماره بيست و شش فروردين خود اينچنين می نويسد : "فرمانده نيروی انتظامي،وزيرکشور ومسئولان قوه قضاييه بدانند که اگرهزارسال ديگرهم وضع حجاب درمملکت به افتضاحی امروز باشد،ماازنوشتن وگفتن خسته نمی شويم،مگراينکه خداروزی جای ما وآنها را عوض کند!دراين صورت يقين کنند که برای سامان دادن به اين وضع نابسامان، آن قدرهمت وغيرت وطرح وبرنامه داريم که با اجرای آنها ، معضل بدحجابی را به طورجدی محدود ومنکوب کنيم!(انشاءالله)..." اما زرو بجا ديد تا راهکاری به اين آقايان مخلص پيشنهاد کند، تابلکه فرجی شود و از اين سردرگمی نجات يابند؛ خب می بينم که نمی دانيد چه کنيد و اصلاً چه کاره ايد و خود را به در و ديوار می کوبيد، می دانيد چرا؟ چون از اول هم تا بوده اينچنين بوده که شما و امثال شما مگسان گرد شيرينی و مهره های سوخته ای بوده اند که مشتی سياستمدار تشنه قدرت به آنان موجوديت داده اند. وقتی اربابانتان ديگر کاری به اين کارها ندارند شما ديگر چرا کاسه داغتر از آش شده ايد ، مثل اينکه واقعاً باورتان شده است که کسی هستيد که خود را نخود هر آشی می کنيد، اما نيک بدانيد؛ تا آنجا که به کار آييد، به کارتان می بندند و آنجا که ديگر پروژه سوخته شود، قربونيان خواهند کرد، پس بجنبيد تا دير نشده پای خود را کنار بکشيد و يا اينکه اگر درصد شستشوی مغزيتان بيش از اندازه ای است که تبديل به رباطی شده ايد که امکان کناره گيری ندارد، اين ملت اينقدر قلب رئوفی دارند تا گوشه ای را به شما ببخشند تا بتوانيد با عقايد هزار و چهارصد سال قبل عمرتان را سپری کنيد. آخر من نمی دانم شاه می بخشه نوکرش نمی بخشه ! نادانان، آنها که آن بالا هستند و روزی شما را بوجود آوردند، خود صلاح خود را بهتر می دانند تا شما نوکران و مزدوران ! وقتی که آنکه بر تخت نشسته می داند که ديگر سربه سر اين مردم گذاشتن و اعمال محدوديت منجر به نابوديش خواهد شد، ديگر شما چه می گوييد؟! پس بجنبيد تا برای حفظ بقاء مثل "سعيدها" قربونی نشده ايد، دمتان را روی کولتان بگذاريد و از مهلکه فرار کنيد. ديروز چماقدار بازار و امروز مخلص حسين بودن دردی را دوا نخواهد کرد. به آن خدايی که حتی خود آنرا نمی شناسيد، فکرتان را به کار بيندازيد و خود را از اين نوع زندگی "شته ای" برهانيد !!!
Tuesday, April 27, 2004
× رؤيت اشياء نورانی ناشناخته در آسمان ايران
در روزهای اخير گزارشهای رسمی بسياری از مناطق مختلفی در شمال، شمال غرب و مرکز ايران حکايت از مشاهده اشياء ناشناخته نورانی در آسمان دارد. وسعت اخبار و گزارشات پخش شده در اين رابطه به حدی بوده است که حتی جناب لاريجانی هم نتوانست سکوت کند و برای جلوگيری از پيشرفت اخبار و شايعات اقدام به پخش ويژه برنامه خبری نمود که در آن با کارشناسان نجوم ايران گفتگو شد. دراين برنامه تصاويری که در روزهای اخير توسط منابع رسمی از اشياء آسمانی ضبط شده بود پخش گرديد، در حين پخش برنامه بود که گزارشی نيز از شهر قزوين، مبنی بر رؤيت شيئی نورانی در آسمان اين شهر رسيد و گزارشگر که خبرنگار رسمی تلويزيون ايران نيز بود گزارش خود را اين چنين عنوان نمود: "دقايقی قبل اطلاع پيدا کرديم که شيئی نورانی در آسمان قزوين ديده شده که به محض دريافت خبر ما هم به سرعت به پشت بام رفتيم و در اين لحظه با دوربين تصويربرداری در حال ضبط تصوير از اين شئ نورانی هستيم، که به سرعت در حال عبور از آسمان قزوين است، نکته جالب و قابل توجهی که وجود داره شدت و تغيير رنگ و همچنين قدرت مانور بالای اين شئ نورانی است" ! و بازهم جالبتر اينجاست که بعد از گزارش پخش شده از شهر قزوين و زمانيکه بحث رؤيت اين اشياء نورانی تنها در شهرهای شمالی و شمال غرب ايران در بين کارشناسان برنامه در جريان بود، از اصفهان نيز خبر رسيد که شيئی مشابه در آسمان اين شهر ديده شده است که چند لحظه بعد تصاوير مربوط به آن هم ارسال و روی آنتن رفت. مشاهده اشياء مشکوک در آسمان ايران و خصوصاً تصادف آن با پايان حمله امريکا به دو هدف مهم تروريستی يعنی افغانستان و عراق و باقی ماندن هدف سوم، و همچنين نزديکی با احتمال ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل، يعنی دقيقاً همان برنامه ای که با افغانستان و عراق پياده شد و همچنين نيز تهديدهای مختلف، از جمله تهديد نظامی از جانب اسرائيل، همه و همه بی اختيار فرضيه اقدام نظامی عليه حکومت ايران را در اذهان تداعی می کند. به ويژه اينکه بنابر مدارک موجود، نزديک به چند هفته قبل از حمله عراق به ايران نيز به وفور گزارشهايی از مشاهده اشياء نورانی ناشناس در آسمان ايران رسيده است !!!
|
زرو فرداست
پيشنهاد زرو : Copyright © 2004. Zorro Ir |